مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری


“سهام رشدی باید همواره در حال رشد باشد”

تفاوت دو روش سرمایه گذاری؛ فعال و منفعل

تمام سرمایه ­‌گذاران و فعالان در بازارهای مالی، به بررسی یک استراتژی در مقایسه با سایر استراتژی ‌ها می پردازند تا مناسب ترین و موفق ترین نمونه را یافته و آن را ترویج کنند. به همین دلیل صحبت از سرمایه­‌ گذاری فعال و منفعل یک موضوع مهم در بازارهای مالی و سرمایه ‌گذاری محسوب می شود.

در بین طرفداران این دو روش سرمایه گذاری مباحثه هایی وجود دارد و می توان گفت که سرمایه ‌گذاری منفعل از محبوبیت و رواج بیشتری بین فعالان بازار برخوردار است و همچنین بحث درباره سرمایه ‌گذاری فعال و مزایای آن نیز همیشه وجود دارد.

سرمایه‌­ گذاری فعال چیست؟

هدف اصلی از این سرمایه گذاری، کسب سود بیشتر از متوسط بازدهی بازار و بهره‌­ برداری کامل از نوسانات کوتاه­‌ مدت قیمت است. در واقع می توان آن را یک رویکرد عملگرایانه به شمار آورد که مدیر پرتفوی بایستی تصمیمات کوتاه‌مدت زیادی را متناسب با شرایط موجود اتخاذ کند.

در سرمایه‌­ گذاری فعال، نیاز به تحلیل بسیار عمیق ‌­و تخصصی بازار، در جهت یافتن نقاط ورود و خروج مناسب بوده و مستلزم آن است که مدیر پرتفوی بتواند تخمین صحیحی از زمان مناسب خرید یا فروش سهام داشته باشد و پیش ­‌بینی­‌ های صورت گرفته، دقیق و درست باشند. یک مدیر پرتفوی فعال، معمولا بر تیمی از تحلیل‌ گران که فاکتورهای کمی و کیفی را بررسی می­‌ کنند، نظارت دارد و با کمک نتایج به دست آمده از تحلیل افراد تحت نظارت خود، نقاط حساس تغییر روند و سیگنال ‌های خرید و فروش را شناسایی می‌ کند.

سرمایه ‌گذاری منفعل چیست؟

ویژگی سرمایه‌ گذاری منفعل، نگهداری سهام برای مدتی طولانی تر است. در این روش، سرمایه گذاران میزان خرید و فروش در سبد سهام خود را محدود کرده و آن را شیوه ای کاملا مقرون به صرفه برای سرمایه‌ گذاری می‌ دانند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که این استراتژی مبنی بر یک ذهنیت بخر و نگه دار است. در واقع این ذهنیت به معنای مقاومت در برابر وسوسه‌ ها و هیجانات مداومی است که در زمان سهامداری به سراغ سرمایه‌ گذار خواهد آمد.

سرمایه­‌گذاری منفعل بر خلاف سرمایه ‌گذای فعال، چشم به سودهای بلندمدت داشته و شکست ­‌های مقطعی و یا حتی رکودهای شدید را بی ‌اهمیت در نظر می­‌ گیرد.

نکاتی در مورد سرمایه‌ گذاری فعال و منفعل

درباره دو رویکرد سرمایه ‌گذاری فعال و منفعل معمولا صحبت‌ ها و مباحث فراوانی می ‌توان انجام داد، اما نکات مهمی در مورد آن وجود دارد که در اینجا به تشریح آنها خواهیم پرداخت.

سرمایه­‌گذاری فعال نیاز به یک رویکرد عملی و کوتاه ‌مدت دارد که باید توسط یک مدیر پرتفوی یا سرمایه ‌گذار شخصی، ایجاد و به کار گرفته شود.

در سرمایه ­‌گذاری منفعل خرید و فروش ‌های کمتری انجام شده و در بسیاری از مواقع توجه به سمت صندوق­‌ های سرمایه‌ گذاری یا سرمایه‌ گذاری ‌هایی با درآمد ثابت، معطوف است.

اگر چه هر دو روش سرمایه‌­ گذاری سودمند هستند، اما سرمایه­‌ گذاری منفعل رواج و محبوبیت بیشتری در مقایسه با سرمایه ‌گذاری فعال دارد.

معمولا سرمایه ­‌گذاری ‌­های منفعل میزان درآمد بیشتری را در مقایسه با سرمایه ‌­گذاری ­‌های فعال کسب می کنند.

سرمایه‌ گذاری فعال در چند سال اخیر محبوبیت بیشتری یافته و در زمان هایی که بازار در یک وضعیت آشفتگی قرار می‌ گیرد، به خوبی عمل می کند.

با توجه به نکاتی که در مورد دو روش سرمایه گذاری ارائه نمودیم، ممکن است با این پرسش مهم مواجه شوید که کدام یک از آنها می ‌تواند سود بیشتری را نصیب سرمایه گذاران نماید؟

شاید در ابتدا اینگونه تصور نمایید که استفاده از فرصت ‌های جذاب بیشتر، سرمایه‌ گذاری فعال را موفق‌ تر از سرمایه‌ گذاری منفعل و بلندمدت می‌ کند، ولی در واقع اینگونه نیست. اگر به نتایج عملکرد این دو روش در طول تاریخ نگاه کنیم، سرمایه گذاری منفعل برای اکثر سرمایه‌ گذاران نتایج خوبی داشته و متوسط بازدهی افرادی که از این استراتژی استفاده کرده‌ اند نیز مطلوب بوده است.

در این زمینه باید به یک نکته توجه داشت و آن هم مزایای هر دو روش است. چرا که استراتژی ‌های فعال و منفعل دو روی یک سکه هستند. لذا بسیاری از افراد حرفه ‌ای، از مزایای هر دو روش سرمایه ‌گذاری و به صورت همزمان بهره مند می شوند.

مزایا و معایب روش های سرمایه گذاری فعال و منفعل

مزایای سرمایه گذاری منفعل

ریسک سرمایه‌گذاری منفعل در مقایسه با سرمایه‌ گذاری فعال کمتر و پایین تر است. در صورتی که سرمایه‌ گذار بتواند بر اساس تحلیلی درست، سهام مناسبی را بیاید و آن را خریداری نماید، می‌ تواند از سودآوری خرید های خود در طولانی مدت مطمئن باشد.

در سرمایه ‌گذاری منفعل، به علت تعداد کمتر خرید و فروش، پرداخت کارمزد و مالیات بسیار کمتر است و دیگر اینکه، زمان و انرژی زیادی برای تحلیل تعداد زیادی سهم مصرف نشده و تمرکز اصلی بیشتر بر وضعیت کلی بازار است.

مزایای سرمایه‌­ گذاری فعال

سرمایه ‌گذاری فعال در مقایسه با منفعل، از انعطاف بیشتری برخوردار است، سرمایه ‌گذار می ‌تواند میان صنایع و شرکت‌ های متعدد به راحتی و آزادانه جابجا شود.

یکی از مزایای سرمایه‌ گذاری فعال در مقایسه با منفعل، تامین مالی طرح‌ ها و پروژه‌ های شخصی یا شرکتی دیگر، در کوتاه ‌مدت است. مدیران پرتفوی فعال می ‌توانند از طریق درآمد های کوتاه ‌مدتی که از سرمایه ‌گذاری فعال و کوتاه ‌مدت خود به دست می ‌آورند، در طرح ‌های دیگر و حتی پروژه‌ های منفعل سرمایه‌ گذاری کنند.

معایب سرمایه ‌گذاری منفعل

سرمایه‌ گذاری منفعل تنها بر روی یک یا چند صنعت و شرکت تعیین می شود و به همین دلیل، فرصت ‌های سودآور دیگر را نادیده می‌ گیرد.

ریسک این روش پایین‌ تر است و به طور کلی، سرمایه‌ گذاری منفعل سودهای شارپی و شدید را تجربه نمی ‌کند، مگر آن که تمام بازار در یک روند صعودی قوی قرار بگیرد.

معایب سرمایه‌­ گذاری فعال

یکی از معایب اصلی روش سرمایه‌ گذاری فعال در مقایسه با سرمایه‌ گذاری منفعل، پرداخت مبالغ بالا برای کارمزد و مالیات است که با توجه به تعداد بالای خرید و فروش در این روش، طبیعی می ‌باشد. و نکته دیگر اینکه، در این استراتژی به زمان و انرژی بیشتری برای تحلیل صنایع و شرکت ‌های متعدد سودآور لازم است.

اساسی ترین مشکل سرمایه ‌گذاری فعال در مقایسه با سرمایه‌ گذاری منفعل، میزان ریسک بالای آن است. اگر چه که ریسک بالا، پتانسیل بازدهی بیشتری را به همراه خواهد داشت، اما احتمال خطا در تحلیل ها نیز به همین نسبت بالا بوده و ممکن است که پتانسیل زیان ‌آوری در این روش افزایش یابد.

بهترین استراتژی‌های سرمایه‌گذاری برای ورود به دنیای ترید

بهترین استراتژی‌های سرمایه‌گذاری برای ورود به دنیای ترید

بهترین نکته در مورد استراتژی های سرمایه گذاری این است که انعطاف پذیر هستند. اگر یک استراتژی را انتخاب کنید و متناسب با تحمل ریسک یا برنامه شما نباشد، مطمئناً می توانید تغییراتی در آن ایجاد کنید.

انجام چنین تغییراتی می تواند هزینه بر باشد. هر خرید هزینه ای دارد. مهمتر از همه، فروش دارایی می تواند سود سرمایه تحقق یافته ایجاد کند. این سودها مشمول مالیات و بنابراین گران هستند.در ادامه این مقاله، ما به چهار استراتژی مشترک که برای اکثر سرمایه گذاران متناسب است نگاهی می اندازیم.

اولین گام: بررسی تحمل ریسک خود

با صرف وقت و شناخت خصوصیات هر یک از استراتژی ها، راحتتر می توانید تصمیم بگیرید کدام استراتژی معاملاتی بدون نیاز به تحمل هزینه تغییر دوره، در دراز مدت برای شما مناسب تر خواهد بود. قبل از شروع تحقیق درباره استراتژی سرمایه گذاری خود، مهم است که برخی از اطلاعات اولیه را در مورد وضعیت مالی خود جمع آوری کنید. این سؤالات کلیدی را از خود بپرسید:

  • وضعیت مالی فعلی شما چگونه است؟
  • هزینه زندگی شما شامل هزینه های ماهانه و بدهی ها چقدر است؟
  • چقدر می توانید سرمایه گذاری کنید، چه در ابتدا و چه به صورت مداوم؟

اگر چه برای شروع کار به پول زیادی احتیاج ندارید، اما اگر برای این کار پولی کنار نگذاشته اید، وارد معامله نشوید (با پولی که به آن احتیاج ندارید وارد بازار شوید). اگر بدهی و یا تعهدات زیادی دارید، قبل از شروع به کنار گذاشتن پول، تأثیر سرمایه گذاری را بر وضعیت مالی خود را درنظر بگیرید. هر کس نیازهای مختلفی دارد، بنابراین باید تعیین کنید که هدف شما چیست.

  • آیا قصد پس انداز بازنشستگی را دارید؟
  • آیا به دنبال خریدهای بزرگی مانند مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری خانه یا ماشین یا ازدواج در آینده هستید؟
  • یا برای پس انداز تحصیل و فرزندانتان پس انداز می کنید؟

دانستن این موارد به شما کمک می کند تا استراتژی مورد نظر خود را راحتتر انتخاب کنید. بنابراین، باید بدانید که تحمل ریسک شما چقدر است. میزان تحمل ریسک به طور معمول توسط چندین عامل اصلی شامل سن، درآمد و مدت زمان بازنشستگی تعیین می شود.

از نظر فنی، هر چه جوان‌تر باشید، می توانید ریسک بیشتری انجام دهید. ریسک بیشتر به معنای بازده بالاتر است، در حالی که ریسک کمتر به معنای این است که سود دهی به سرعت تحقق نمی یابد.

اما به خاطر داشته باشید، سرمایه گذاری های پر ریسک همچنین به معنای پتانسیل بیشتر برای ضرر نیز هستند. در آخر، اصول را یاد بگیرید. بهتر است که یک درک کلی از آنچه در آن وارد می شوید داشته باشید و سرمایه گذاری کورکورانه نکنید. در ادامه در مورد برخی از استراتژی های کلیدی اطلاعاتی ارائه خواهیم کرد.

سرمایه‌گذاری ارزشی

سرمایه‌گذاری ارزشی

سرمایه گذاران ارزشی به دنبال خرید با قیمت کمتر از مقدار واقعی ارزش کالا هستند. آنها به دنبال سهام یا دارایی هستند که به عقیده آنها کم ارزش است. آنها به دنبال سهام هایی با قیمت هایی هستند که معتقدند ارزش ذاتی سهام را کاملاً منعکس نمی کنند. سرمایه گذاری ارزشی، تا حدودی بر این عقیده است که مقداری عدم عقلانیت در بازار وجود دارد. این غیر منطقی بودن بازار، فرصت‌هایی را برای خرید سهام با قیمت ارزان و کسب درآمد از آن فراهم می‌کند.

سرمایه گذاران ارزشی در میان حجم داده های مالی به جستجو بپردازند. هزاران صندوق سرمایه گذاری ارزشی به سرمایه گذاران این فرصت را می دهند که سبد سهامی با سهام های با ارزش پایین داشته باشند. به عنوان مثال، شاخص ارزشی راسل 1000 یک معیار محبوب برای سرمایه گذاران ارزشی است و چندین صندوق از این شاخص تقلید می کنند.

همانطور که در بالا گفته شد، سرمایه گذاران می توانند استراتژی ها را در هر زمان تغییر دهند اما انجام این کار به ویژه به عنوان یک سرمایه گذار ارزشی می تواند پرهزینه باشد. با وجود این، بسیاری از سرمایه گذاران پس از چند سال عملکرد ضعیف، استراتژی خود را تغییر می دهند.

  • در سال 2014، جیسون زویگ، خبرنگار وال استریت ژورنال، توضیح داد:

“در طول این دهه، صندوق های سرمایه گذاری ارزشی در سهام بزرگ به طور متوسط سالانه 6.7 درصد بازدهی داشته اند. اما سرمایه گذار معمولی (غیر ارزش) در این صندوق ها سالانه فقط 5.5 درصد درآمد کسب می کند. “

چرا این اتفاق افتاد؟

به دلیل اینکه سرمایه گذاران زیادی تصمیم گرفتند پول خود را بیرون بکشند. نکته مهم اینجاست که برای اینکه سرمایه گذاری ارزش بازدهی داشته باشد، باید سرمایه گذاری طولانی مدت انجام دهید.

“اگر یک سرمایه گذار ارزش واقعی هستید، نیازی به کسی ندارید تا متقاعدتان کند که باید برای طولانی مدت در این عرصه بمانید زیرا این استراتژی به این ایده طراحی شده است که شخص یک (کسب‌و‌کار) و نه یک سهام را خریداری می کند.”

این بدان معناست که سرمایه گذار باید تصویر بزرگ، و نه عملکردهای موقتی را در نظر بگیرد. مردم غالباً از سرمایه گذار افسانه ای وارن بافت به عنوان مظهر یک سرمایه گذار ارزشی یاد می کنند. او همه تحقیقات لازم را بعضی اوقات چندین سال انجام میداد. اما وقتی کار خود را آغاز می کرد، به مدت طولانی متعهد می ماند و تا پایان راه ادامه می داد.

وقتی او سرمایه گذاری قابل توجهی در صنعت هواپیمایی انجام داد، توضیح داد که خطوط هوایی “قرن اول بدی داشته است”. سپس گفت،” من امیدوارم، آنها این قرن را پشت سر گذاشته اند.” این تفکر نمونه ای از رویکرد سرمایه گذاری ارزشی است. انتخاب ها براساس چندین دهه روند و با ده ها سال عملکرد آینده در ذهن انجام می شوند.

ابزارهای سرمایه گذاری ارزشی

برای کسانی که وقت کافی برای انجام تحقیقات جامع ندارند، نسبت قیمت به سود هر سهم (P / E) به ابزار اصلی شناسایی سریع سهام کم ارزش یا ارزان تبدیل شده است. سرمایه گذاران ارزشی به دنبال شرکت هایی با نسبت P / E پایین هستند. در حالی که استفاده از نسبت P / E شروع خوبی است، اما برخی از کارشناسان هشدار می دهند که این اندازه گیری به تنهایی برای عملی کردن استراتژی کافی نیست.

تحقیقات منتشر شده در ژورنال تحلیلگران مالی مشخص کردند که “استراتژی های کمی برای سرمایه گذاری مبتنی بر چنین نسبت‌هایی جایگزین مناسبی مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری برای استراتژی های سرمایه گذاری ارزشی که از یک رویکرد جامع در شناسایی اوراق بهادار با ارزش پایین استفاده می کنند، نیستند”.

علت این امر، طبق نظر کارشناسان، این است که اغلب سرمایه گذاران با نسبت P/E پایین سهام‌ها که براساس ارقام حسابداری موقتی هستند، فریب می خورند. هنگامی که درآمد واقعی گزارش می شود (نه تنها به مقدار پیش بینی شده نخواهد رسید)، بلکه اغلب پایین تر هستند.

این موجب “بازگشت به میانگین” می شود. نسبت P / E بالا می رود و ارزش سرمایه گذاری ارزشی شما از بین می رود. حال این سوال مطرح می‌شود که اگر استفاده از نسبت P / E به تنهایی کافی نیست، سرمایه گذار برای یافتن سهام با ارزش واقعی چه کاری باید انجام دهد؟

سرمایه گذاری مبتنی بر رشد

سرمایه گذاری مبتنی بر رشد

سرمایه گذاران مبتنی بر رشد به جای اینکه به دنبال معاملات کم هزینه بگردند، سرمایه گذاری‌هایی را می خواهند که در ارتباط با درآمد آینده سهام، پتانسیل صعودی قوی را ارائه دهند. می توان گفت که یک سرمایه گذار رشد اغلب به دنبال “حرکت بزرگ بعدی” است و این ترجیحا شامل ارزیابی سلامت فعلی سهام مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری و همچنین پتانسیل رشد آن می شود.

یک سرمایه گذار رشد، چشم انداز صنعتی را که سهام در آن پیشرفت می کند، در نظر می گیرد. به عنوان مثال، می توانید قبل از سرمایه گذاری در تسلا، چشم انداز پیشرفت وسایل نقلیه الکتریکی را مورد بررسی قرار دهید. باید شواهدی از تقاضای گسترده و قوی برای خدمات یا محصولات این شرکت وجود داشته باشد.

سرمایه گذاران می توانند با نگاهی به تاریخچه اخیر یک شرکت به این سؤال پاسخ دهند. به عبارت ساده تر:

“سهام رشدی باید همواره در مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری حال رشد باشد”

شرکت باید دارای یک روند مداوم درآمد و بازدهی قوی باشد که نشان دهنده ظرفیت تحقق انتظارات رشد است. یکی از موانع سرمایه گذاری رشدی، عدم سوددهی سهام است. اگر شرکتی در مرحله رشد باشد، اغلب برای ادامه توسعه خود به سرمایه نیاز دارد. این موجب می شود سرمایه چندانی برای پرداخت سود سهام باقی نماند. علاوه بر این، با رشد سریعتر درآمد، ارزش‌گذاری های بالاتری انجام می شود که برای اکثر سرمایه گذاران به معنای ریسک بیشتر است.

نحوه عملکرد سرمایه گذاری رشدی

همانطور که تحقیقات فوق نشان می دهد، سرمایه گذاری ارزشی در دراز مدت پتانسیل بازدهی بیشتری نسبت به سرمایه گذاری رشدی دارد. این یافته ها به این معنی نیستند که یک سرمایه گذار رشدی نمی تواند از این استراتژی سود ببرد، بلکه این بدان معناست که استراتژی رشد معمولاً سطح بازدهی سرمایه گذاری ارزشی را ندارد.

اما طبق یک مطالعه از دانشکده بازرگانی استرن دانشگاه نیویورک، “با وجودی که سرمایه گذاری رشدی عملکرد ضعیف تری نسبت به سرمایه گذاری ارزشی دارد، بخصوص در دوره های طولانی مدت، دوره های فرعی کوتاهی نیز وجود دارد که عملکرد سرمایه گذاری رشدی از ارزشی پیشی می گیرد”.

جالب است بدانید، برای تعیین دوره هایی که استراتژی رشد پتانسیل بازدهی بالایی دارد باید به بررسی تولید ناخالص داخلی (GDP) بپردازید. بین سال‌های 2000 تا 2015، استراتژی رشد در هفت سال (2007-2009، 2011 و 2013-2015) از استراتژی ارزشی پیشی گرفت. در طی مدت پنج سال، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی زیر 2 درصد بود. در همین حال، استراتژی ارزشی در نه سال در بازار غالب بود و در هفت سال آن، تولید ناخالص داخلی بالاتر از 2 درصد بود. بنابراین، به نظر می رسد که استراتژی رشد در دوره های کاهش تولید ناخالص داخلی موفق تر باشد.

برخی منتقدان سبک سرمایه گذاری رشدی هشدار می دهند که “رشد به هر قیمتی” می تواند رویکرد خطرناکی باشد. چنین محرکی باعث ایجاد حباب فناوری شد که میلیون ها پرتفوی را از بین برد. بر طبق گزارشات مجله Investor’s Guide 2018 Money در یک دهه گذشته، بازدهی سهام های رشدی 159 درصدی و بازدهی سهام های ارزشی 89 درصد بوده است.

متغیرهای سرمایه گذاری رشدی

در حالی که معیارهای قطعی مشخصی برای هدایت استراتژی رشد وجود ندارد، چند عامل وجود دارد که یک سرمایه گذار باید در نظر بگیرد. به عنوان مثال، تحقیقات مریل لینچ نشان داد كه سهام رشدی در دوره هایی كه نرخ بهره را كاهش می دهند، عملكرد بهتری دارند. این نکته را باید در نظر داشته باشید که در اولین نشانه رکود در اقتصاد، سهام رشدی اغلب مواردی هستند که ضربه می خورند. سرمایه گذاران رشدی باید قدرت مدیریت تیم اجرایی یک شرکت را با دقت بررسی کنند.

دستیابی به رشد یکی از دشوارترین چالش های یک شرکت است. سرمایه گذاران باید بررسی کنند که تیم چگونه عمل می کند و از چه ابزارهایی برای رشد بهره می برد. اگر پیشرفت شرکت مرهون بدهی های هنگفت باشد، این رشد ارزش خاصی ندارد. سرمایه گذاران همچنین باید محیط رقابتی را نیز مورد ارزیابی قرار دهند. یک شرکت ممکن است رشد بالایی داشته باشد، اما اگر محصول اصلی آن به راحتی تکثیر شود ، چشم انداز بلند مدت مبهم خواهد بود.

سرمایه گذاری امواج (موج سواری)

سرمایه گذاری امواج (موج سواری)

سرمایه گذاران امواج بر روی امواج سوار می شوند. آنها معتقدند برنده ها برنده هستند و بازنده ها بازنده هستند. آنها به دنبال خرید سهام هایی هستند که روند صعودی را تجربه می کنند. از آنجا که آنها معتقدند که بازندگان بازنده می شوند، ممکن است تصمیم بگیرند که آن اوراق بهادار را بصورت استقراضی بفروشند. اما فروش استقراضی (short-selling) روشی بسیار پرریسک است.

سرمایه گذاران امواج را همانند تحلیلگران تکنیکال درنظر بگیرید. این بدان معناست که آنها از یک رویکرد داده محور برای معامله استفاده می کنند و برای هدایت تصمیمات خرید خود به دنبال الگویی در قیمت سهام هستند. سرمایه گذاران امواج بالعکس با فرضیه بازار کارآمد (EMH) عمل می کنند. در این فرضیه آمده است که قیمت دارایی کاملاً منعکس کننده تمام اطلاعات موجود در اختیار عموم است. باور داشتن این بیانیه دشوار است و استراتژی امواج به دنبال سرمایه گذاری بر سهام های کم ارزش‌گذاری شده یا با قیمت بالا ارزش‌گذاری شده است.

آیا این استراتژی کاربردی است؟

مانند بسیاری از سبک های سرمایه گذاری دیگر، جواب پیچیده است. بیایید نگاه دقیق تری بیندازیم. راب آرنوت، رئیس و بنیانگذار شرکت های پژوهشی این سوال را بررسی کرده و دریافته است که هیچ صندوق ایالات متحده با” استراتژی مواج “، از بدو تأسیس، از معیار خالص کارمزد ها و هزینه های آنها بهتر عمل نکرده است.”

جالب اینجاست که تحقیقات آرنوت همچنین بر روی یک پرتفوی شبیه سازی شده ای که یک استراتژی امواج را دنبال می کند، نشان داده است که در واقع “در بیشتر دوره های زمانی و به اکثر کلاس های دارایی ارزش قابل توجهی را افزوده است”. با این حال، هنگامی که در یک سناریو در دنیای واقعی استفاده می شود، نتایج ضعیف هستند. اما چرا؟ پاسخ ساده است، هزینه‌های معاملات.

تمامی این خرید و فروش‌ها باعث افزایش هزینه های کارگزاری و کمیسیون می شود. معامله گرانی که به استراتژی امواج پایبند هستند، باید همیشه راهکار جایگزین داشته و در همه زمان ها آماده خرید و فروش باشند. سود آنها در طی ماه‌ها و نه سال‌ها بدست می آید.

این برخلاف راهبردهای ساده خرید و نگهداری است که از رویکرد تنظیم کردن و سپس فراموش کردن استفاده می کند. برای افرادی که نمی توانند بطور روزانه بازار را دنبال کنند، صندوق های داد و ستد مبادله ای به سبک امواج (ETF) وجود دارد. این صندوق‌ها امکان دسترسی سرمایه گذار به سبد سهام هایی با مشخصه های امواج را فراهم میکند.

تقاضا برای سرمایه گذاری امواج

با وجود برخی کاستی ها، استراتژی امواج جذابیت های خود را دارد. به عنوان مثال در نظر بگیرید که “شاخص جهانی” Momentum MSCI طی دو دهه گذشته به طور متوسط 3/7 درصد سود سالانه داشته است.” احتمالاً این بازده هزینه های معاملاتی و مدت زمان لازم برای اجرای آن را به حساب نیاورده است.

تحقیقات اخیر نشان می دهد که استفاده از این استراتژی بدون نیاز به معامله و تحقیقات تمام وقت امکان پذیر است. با استفاده از داده های ایالات متحده از بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) بین سال‌های 1991 و 2010، یک مطالعه در سال 2015 نشان داد که یک استراتژی ساده امواج حتی بعد از احتساب هزینه های معامله، عملکرد بهتری نسبت به معیار داشته است. علاوه بر این، سرمایه گذاری حداقل 5،000 دلار برای تحقق این بازدهی کافی بود. با این وجود، دانشمندان تشخیص دادند كه “دامنه معاملات مطلوب امواج از دوسال تا ماهانه” متغیر است- یک سرعت شگفت انگیز و منطقی.

استراتژی سرمایه گذاری در مسکن ایران

استراتژی سرمایه گذاری در مسکن

اگر استراتژی سرمایه گذاری در مسکن را به درستی بچینید و رعایت کنید، سود غیر قابل باوری به دست خواهید آورد، چرا که بازار مسکن همواره سوددهی خوبی برای تمامی سرمایه گذاران به همراه داشته است و در عین حال اگر شما استراتژی سرمایه گذاری در مسکن مناسبی برای خود تدوین کنید، سود سرمایه گذاری شما افزایش پیدا کرده و ریسک سرمایه گذاری تان کم خواهد شد، بنابراین از آن جایی که در هیچ بازار مالی نباید بدون استراتژی اقدام به سرمایه گذاری کرد، بازار مسکن نیز از این قائله مستثنی نیست و شما در این مطلب می توانید استراتژی سرمایه گذاری در مسکن را به زبان ساده و کاملا رایگان از سایت کد بورسی یاد بگیرید؛

استراتژی سرمایه گذاری در مسکن

به صورت کلی سرمایه گذاری در هر بازاری استراتژی مخصو به خود را نیاز دارد و اگرچه در بسیاری از موارد این استراتژی شبیه به هم می باشد، ولی جنس بازار‌ها با یکدیگر تفاوت دارد. به منظور اتخاذ یک استراتژی موفق سرمایه گذاری در بازار مسکن، مطالعه و بررسی پبشینه آن از الزامات اصلی به حساب می آید. مطالعه و حضور در ادوار گذشته رونق و رکود مسکن بیانگر سینوسی بودن حرکت بازار مسکن می باشد. بعد از درک حرکت سینوسی بازار باید نحوه روبرویی با آن و انتخاب زمان مناسب برای ورود با خروج از بازار مسکن به دقت مورد بررسی قرار گیرد.

نخستین استراتژی این است که زمان مناسبی را برای ورود و سرمایه گذاری در بازار مسکن انتخاب کنید. دوره رونق ورکود مسکن بسته به شدت افزایش قیمت‌ ها بین ۳.۵ الی ۵ سال طول خواهد کشید. چنانچه بخواهیم یک دوره سینوسی را مورد بررسی قرار دهیم، می توان این دوره را به ۴ بخش مجزا تقسیم کرد؛ دوره پیش رونق، دوره رونق، دوره پیش رکود و دوره رکود. جالب است بدانید که بهترین زمان ورود به بازار مسکن در پایان رکود و ابتدای پیش رونق می باشد. این را هم باید در نظر داشت که بدترین زمان ورود در زمان رونق است که متاسفانه بیشتر افراد به اشتباه در این بازه زمانی برای ورود به بازار مسکن اقدام می کنند که موجبات ضرر و زیان خود را فراهم می کنند.

استراتژی دیگر این است که با دیدگاه حداقل ۳ تا ۵ سال برای ورود به بازار اقدام کنند و اگر بالاجبار در زمان‌ های اشتباه سرمایه خود را وارد بازر کرده اند، تا پایان رکود و ایجاد رونق در بازار صبوری کنند، چرا که در غیر این صورت سرمایه آن ها متوجه ضرر و زیان خواهد شد. یک جمله‌ ای هم وجود دارد که سرمایه گذاران با تجربه بیشتر روی آن تاکید دارند که چنانچه فردی یک ملک خریداری کند و ۵ سال آن را نگه دارد، آن ملک وی را ۵۰ سال نگه میدارد.

سومین توصیه استراتژیک این است که پیش از اقدام به سرمایه گذاری در حوزه ملک و املاک، حتما با افراد کاربلد، امین و خبره این بازار همفکری کنید، به این خاطر که مسیر سرمایه گذاری برای افراد تازه کار مبهم و تاریک می باشد و رد شدن از آن به راهنما و راه بلد احتیاج دارد. این را در نظر داشته باشید که سرمایه گذاری بدون مشورت اصطلاحا موجب تله افتادن سرمایه خواهد شد! در ادامه بیشتر در مورد استراتژی سرمایه گذاری در مسکن صحبت خواهیم کرد؛

استراتژی سرمایه گذاری در بازار مسکن ایران

خریداران ملک به صورت معمول دو دسته هستند؛ گروه اول افرادی اند که ملک را به منظور استفاده شخصی می خرند و دسته دیگر سرمایه‌ گذارانی محسوب می شوند که بیشتر به دنبال کسب سود از انجام این کار هستند، ولی هر دو گروه به صورت معمول در زمان خرید یک سوال مشخص در ذهن دارند و آن این است که بهترین زمان خرید ملک چه زمانی است؟ تجربه و تحلیل‌ بازار مسکن در دوره‌ های اخیر ثابت کرده است که در هر دوره زمانی یک سری نوساناتی برای این بازار اتفاق می افتد.

در اینجا هر کدام از دو گروه یاد شده بایستی استراتژی متفاوتی را در دستور کار خود قرار دهند، چرا که هدف های متفاوتی دارند. به صورت معمول افرادی که به منظور استفاده شخصی ملک می خرند، مستاجر هستند یا این که جهت پیدا کردن ملک مناسب‌ تر برای خرید اقدام می کنند، در حالی که سرمایه‌ گذاران، معمولا به دنبال بیشینه کردن سود خود از طریق معامله ملک هستند. در این بخش قصد داریم تا طبق ادوار زمانی مشخص، به این پرسش پاسخ دهیم که بهترین زمان خرید ملک برای مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری خریداران شخصی و سرمایه‌ گذاران چه زمانی است، پس همچنان با کد بورسی همراه بمانید؛

ادوار مختلف بازار مسکن و استراتژی ثابت خریداران

تحلیل های آماری نشان می دهد که حوزه مسکن در ایران به صورت معمول می تواند همواره در ۴ روند قیمتی مختلف قرار داشته باشد. در این بخش به شما دیدی می دهیم که چه برای سرمایه گذاری و چه برای خرید شخصی بتوانید دید مناسب تری نسبت به بازار مسکن ایران و روند های قیمتی آن پیدا کنید.

دوران رونق بازار مسکن : ابتدا در دوران رونق قرار داریم. در این دوران قیمت‌ ها همواره در حال افزایش است و هر روز تعلل خریدار، موجب از دست رفتن موقعیت‌ های مناسب برای خرید می شود. به عنوان مثال ممکن است ملکی در طول ۱ هفته، جهش چند درصدی را تجربه نماید.

دوران گذار از رونق به رکود : سپس به دوران گذار از رونق به رکود خواهیم رسید. در این دوران هم فروشندگان انتظار قیمت‌ های بالایی دارند، در حالی که خریداران دیگر توان لازم برای پاسخ به این تقاضا را ندارند، ولی اگر افراد به منظور استفاده شخصی قصد خرید ملک دارند، باز هم بهتر آن است که در صورت توان لازم، در این دوره همین کار را انجام دهند، به این خاطر که امکان دارد به دلیل انتظارات بالا، فروشنده قیمت ملک را مجددا بیشتر هم بکنند.

دوران رکود بازار مسکن : بعضی اشتباها فکر می کنند که دوران رکود بهترین زمان خرید ملک جهت استفاده شخصی به حساب می آید ولی آیا واقعیت امر همین را نشان می دهد؟ در دوران رکود مثل سال ۱۴۰۰ شاید در ابتدا قیمت مسکن نسبت به دوران رونق تا اندکی کاهش پیدا کند، ولی مجددا قیمت ها روند صعودی خود را در پیش خواهند گرفت.

با این فرق که دیگر خبری از جهش‌ های بالا نخواهد بود و به صورت معمول درصد افزایشی پایین‌ تر از نرخ تورم را شاهد خواهیم بود. لذا منطقی نیست شخصی که سال‌ ها پس‌ انداز کرده، در حال حاضر به امید کاهش قیمت‌ ها این کار را به تعویق بی اندازد، چرا که ملک سرمایه کلانی به حساب می آید و به صورت معمول فروشندگان در این دوران نمی خواهند که تخفیف‌ های محسوسی به خریداران بدهند!

دوران گذار از رکود به رونق : ولی در دوران گذر از رکود به رونق، قیمت‌ ها رفته رفته افزایش پیدا می کند تا در آینده‌ ای نزدیک وارد دوران رونق شویم. در اینجا هم منطقی نیست که افراد برای خانه‌ دار شدن، دست نگه دارند و چنانچه سرمایه مورد نیاز را در اختیار دارند، توصیه بر این است که سریعا برای خرید ملک مورد نظر خود اقدام نمایند.

ادوار مختلف بازار مسکن و استراتژی ثابت سرمایه‌ گذاران

حال می رسیم به افرادی که قصد سرمایه گذاری در بازار مسکن را دارند؛ لذا افرادی که این چنین به دنبال کسب سود در بازار مسکن هستند، باید فارغ از وضعیت بازار یک استراتژی ثابت در هر کدام از ادوار نام برده داشته باشند. لذا بهترین زمان برای خرید ملک به منظور سرمایه‌گذاری، ابتدای دوره رونق است.

استراتژی سرمایه گذاری در بازار مسکن ایران

به این خاطر که به فاصله زمانی کمی، قیمت‌ ها به یکباره جهش بسیار زیادی را به خود خواهد دید و امکان دارد شما سرمایه خود را چندین برابر کنید، در حالی که ورود سرمایه‌ گذاران به بازار در دیگر ادوار، آن ها را با ریسک خواب سرمایه روبرو می کند، به این خاطر که ممکن است سرمایه آن ها به مدت طولانی بازدهی بسیار اندکی را به ارمغان آورد و نسبت به تورم یا دیگر بازارها رشد مناسبی را به همراه نداشته باشد. اگرچه که ریسک خواب سرمایه در هر کدام از دوران‌ ها می‌ تواند گوناگون باشد.

به عنوان مثال این ریسک در دوران گذار از رکود به رونق نسبت به دوران رکود به صورت معمول کم تر است، ولی در هر صورت بهترین زمان خرید ملک به منظور سرمایه‌ گذاری، همان ابتدای دوره رونق است. عامل زمان در سرمایه‌ گذاری عامل حائز اهمیت دیگری است که باید در نظر داشته باشید. بیشتر اوقات این زمان ورود و خروج از بازار است که موفقیت در سرمایه‌ گذاری را تعیین می کند. همچنین افراد انتظار دارند که در یک بازه زمانی مناسب به سودی منطقی دست یابند تا خواب سرمایه را خیلی احساس نکنند.

سرمایه‌ گذاری روی چه املاکی سود بیشتری دارد؟

نظر کارشناسان در این خصوص که سرمایه‌ گذاری در مسکن، بر روی چه املاکی قادرند سود به مراتب بیشتری را به دست آورند، متفاوت است. بعضی از کارشناسان این حوزه، خرید املاک کلنگی را مناسب می دانند و بعضی دیگر خرید آپارتمان‌ های نوساز را برای سرمایه‌ گذاری در بازار گزینه خوبی قلمداد می کنند و بعضی از آن‌ ها هم خرید خانه ویلایی و زمین را مناسب ترین گزینه می دانند.

به هر حال انتخاب نوع ملکی که خریداری می کنید، به میزان سرمایه شما و همین طور هدف های شما از سرمایه‌ گذاری وابسته خواهد بود. شما قادرید با یک کارشناس که در این حوزه تجربه دارد، همفکری داشته باشید و با توجه به میزان سرمایه، هدف و شرایط بازار یکی از موارد گفته شده را برای سرمایه‌ گذاری در بازار مسکن انتخاب نمایید.

چه مناطقی برای سرمایه‌ گذاری در حوزه مسکن مناسب است؟

یکی از حائز اهمیت ترین اقدامات به منظور سرمایه‌ گذاری در حوزه مسکن، انتخاب بهترین محله و منطقه برای خرید ملک می باشد. تلاش کنید مناطق و محله‌ هایی را به منظور خرید ملک انتخاب فرمایید که از پتانسیل پیشرفت و توسعه زیادی برخوردار باشد و در آینده با فروش آن بتوانید سود چشم گیری کسب کنید. به منظور انتخاب محله مناسب ابتدا به بودجه خود توجه نمایید و در ادامه با پرس و جو و تحقیقات محلی و همچنین مشورت با افراد با تجربه بهترین مکان را برای خرید ملک انتخاب نمایید.

نکات مهم برای سرمایه گذاری در بازار مسکن

  • سرمایه گذاران حوزه مسکن می بایست افرادی صبور باشند.
  • از خاک اندوخته کنید که نه صادر و نه وارد میشود و نه آفت دارد!
  • روند حرکت بازار مسکن خطی نیست و سینوسی نوسان خواهد کرد.
  • به صورت معمول طول دوره رکود خیلی طولانی‌ تر از دوره رونق خواهد بود.
  • حائز اهمیت ترین نکته برای سرمایه گذاری در بازار مسکن، رعایت زمان ورود به بازار و خروج از آن می باشد.
  • به منظور موفقیت در هر بازاری به ویژه بازار مسکن باید حضور مدام و بلندمدت در آن بازار داشت تا درک بهتری از زمان بندی و نشانه‌ های رونق و رکود داشت یا با مشاوران قوی و امینی که در این بازار حضور دارند مشورت نمود.
  • به صورت معمول در دوره رونق که اصطلاحا صدای انفجار قیمت بازار به گوش تمامی افراد می رسد، افراد این طور احساس می کنند که از بازار جا مانده اند؛ بنابراین تحت تاثیر “اخبار رسانه‌ ها و اجتماع” برای سرمایه گذاری اقدام خواهند کرد و به این خاطر که تحلیل بنیادی و اقتصادی درستی پشت این تصمیم وجود ندارد، با ضرر و زیان روبرو می شوند و یا سودی به مراتب پایین تر از بازارهای مالی موازی را به دست خواهند آورد که قابل قبول نیست.
  • تحلیل تک بعدی بازار به وسیله افراد کارشناس نما، ضرر و زیان سرمایه گذاران را بیشتر خواهد کرد، به این خاطر که قیمت مسکن از عوامل گوناگونی مانند قیمت نفت، وضعیت اقتصادی، تورم، حجم ساخت و تولید مسکن، وضعیت سیاسی و امنیتی، قیمت مصالح، تکنولوژی، سیاست‌ های مسکنی دولت، قوانین شهرسازی، سطح درآمد خانوار تاثیر می گیرد و به منظور تحلیل بازار باید تمامی عوامل درونی و بیرونی را مورد بررسی قرار داد.

نتیجه گیری و کلام پایانی

سرمایه‌ گذاری در بازار مسکن فرصتی بسیار عالی برای کشف روش های جدید مالی، متنوع کردن سبک زندگی و برنامه‌ ریزی برای بازنشستگی می باشد. با توجه به بررسی های دوره های مختلف روندی بازار مسکن از رونق مجددا به رونق می رسد، حال دیگر می توانید دید سرمایه گذاری خود را نسبت به این بازار تقویت کنید و با دید بهتری برای سرمایه گذاری در زمان مناسب و برنامه ریزی مشخص اقدام کنید تا سود شما افزایش چشمگیری پیدا کند.

همان طور که در ابتدای مطلب قول دادیم، استراتژی سرمایه گذاری در مسکن را در این مطلب مورد بررسی قرار دادیم.

همچنین اگر دوست دارید همه چیز درباره طرح مسکن ملی را بدانید، پیشنهاد می کنم حتما این مطلب را با دقت مطالعه کنید.

استراتژی مناسب سرمایه‌گذاری در شرایط رکود تورمی چیست؟

از دید اقتصاددانان ما هم‌اکنون در دوره رکود تورمی هستیم، اما اگر بخواهیم واقع‌بینانه قضاوت کنیم امروز عرصه اقتصاد ما در معرض بروز رکود ابرتورمی است.

به گزارش ملک رادار و به نقل از هفته‌نامه تجارت فردا*، روند منفی تشکیل سرمایه و کاهش سرمایه‌های زیرساختی کشور، در چنین وضعیتی صرفاً مواجهه با ریسک تورم در حوزه سرمایه‌گذاری کفایت نمی‌کند و اثر رکود (کاهش قدرت نقدشوندگی و درآمدزایی دارایی‌ها) و همچنین ریسک افت سطح زیرساخت‌های کشور و اثرات آن بر بازده اقتصادی سرمایه‌گذاری‌ها باید در نظر گرفته شود.

این مقاله با هدف آگاهی خوانندگان از تحلیل‌های روز بازار نقل شده است و مجموعه ملک رادار به هیچ عنوان مطالب ذکر شده را رد یا تایید نمی‌نماید.

در چنین شرایطی مانند سال‌ها و دهه‌های گذشته پاک کردن صورت مساله در دستور کار مسوولان بوده و به‌جای برخوردی عمیق و استراتژیک رویکردهای تاکتیکی و سطحی‌نگرانه در راس امور قرار گرفته است؛ معنای دیگر این سخن این است که روندهای تورمی و رکودی فعلی قرار نیست به این راحتی‌ها تغییر مسیر داده و هر نوع نوسانی در آن مقطعی و به قول تحلیلگران تکنیکالیست نوعی اصلاح موقتی در روند بلندمدت است.

در چنین شرایطی سوال همیشگی اشخاص انتخاب مناسب‌ترین حوزه برای سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک کاهش ارزش دارایی‌ها و سرمایه‌هایشان است، سوالی که با توجه به شرایط فعلی می‌توان انتظار داشت پاسخ آن در طول یک‌سال آینده چندین بار عوض شده و لازم است هرچند هفته یک‌بار نسبت به رصد مجدد بازارها و تحلیل کامل وضعیت ریسک و بازده در آنها اقدام کرد.

بر همین مبنا و با توجه به آخرین وضعیت اقتصادی کشور ارزیابی کلی بر روی وضعیت ریسک و بازده بازارهای مختلف و ریسک‌های آنها در ذیل ارائه می‌شود.

ارزیابی وضعیت بازارهای سرمایه‌گذاری در ایران

ارز: بر مبنای برآوردهای انجام‌شده توسط محققان که در نشریات روزهای اخیر منتشر شده است برای اولین بار طی حدود ۳۰ سال اخیر نرخ بازاری ارز از نرخ تئوریک آن (با مبنا قرار دادن اختلاف نرخ تورم داخلی و بین‌المللی) پیشی گرفته و تنها عاملی که می‌تواند باعث شود این دو نرخ به هم برسند بروز یک تورم قابل ملاحظه طی سال آتی است (تورمی که احتمال بروز آن تقریباً قطعی است).

از این رو در این شرایط خرید ارز صرفاً با هدف پوشش ریسک توجیه داشته و به عنوان زمینه‌ای برای سرمایه‌گذاری خیلی مفید نیست، بهتر است در صورت امکان حوزه‌هایی که تورم آنها از نرخ ارز عقب مانده و برای همگرایی نرخ تئوریک و بازاری ارز انتظار رشد قیمت در آنها می‌رود هدف قرار گیرد.

در این حالت در صورت بروز هر یک از سه سناریوی ثبات، افزایش و کاهش نرخ ارز، در نهایت و با کمی تاخیر سود این حوزه‌ها بیشتر از نرخ ارز بوده یا حداقل زیان کمتری متحمل خواهند شد.

طلا: با توجه به حباب موجود بین قیمت بازاری و تئوریک طلا (به‌ ویژه سکه) قطعاً بر مبنای استدلال مطرح‌شده در بند قبل بازار طلا نیز حوزه مناسبی برای سرمایه‌گذاری نیست، اما اگر صرفاً قرار باشد بین دو بازار ارز و سکه یکی انتخاب شود، بر مبنای حباب موجود در کوتاه‌مدت و بازه یک‌ساله سرمایه‌گذاری بر روی ارز بهتر از طلاست.

مسکن: در کوتاه‌مدت مسکن درگیر رکود بوده و سرمایه‌گذاری در آن توصیه نمی‌شود، چراکه به احتمال زیاد طی ماه‌های آتی قیمت واقعی (و حتی با احتمالی اندک، قیمت اسمی) مسکن کاهشی خواهد بود و برای سرمایه‌گذاری در این حوزه عجله لازم نیست.

هرچند با توجه به روند رشد جمعیت و کاهش بعد خانوار و تشدید رکود حوزه ساخت‌وساز (در وهله اول به ‌واسطه عدم تامین ‌مالی کافی سازندگان از محل فروش واحدهای تکمیل‌شده موجود به دلیل کوتاه بودن بیش از حد دوره رونق بازار مسکن، و در وهله بعد به واسطه مشکل بازار پولی کشور در تامین ‌مالی این بخش) در بلندمدت سرمایه‌گذاری در این حوزه به ویژه در ساختمان‌هایی که سهم زمین در قیمت آن پایین است (ساختمان‌های بلندمرتبه و ساختمان‌هایی که زیر قیمت عرضه می‌شوند) کم‌ریسک است.

با وجود این همان‌گونه که در یادداشت‌های پیشین نیز مورد بحث قرار گرفت، به خاطر اینکه حوزه مسکن بسیار ناهمگن است، همواره رصد بازار برای شکار فرصت‌ها توصیه می‌شود، همچنین اگر اشخاص حقیقی بتوانند ملک کوچک‌متراژی را پیدا کنند که از طریق مبلغ ودیعه و تسهیلات بانک مسکن تا ۵۰ درصد قیمت منزل فوق را پرداخت کنند، خرید حتی در شرایط فعلی نیز قابل توصیه است.

در مورد اشخاص حقوقی و اشخاص حقیقی متمکن نیز در صورتی که از طریق وثیقه‌گذاری ملک به تسهیلات با نرخ بهره معقول می‌توانند دسترسی داشته باشند، سرمایه‌گذاری در ملک، به ‌ویژه املاکی که مبلغ ودیعه به قیمت منزل (در شرایط رهن کامل) در حال حاضر بیش از ۲۰ درصد است، می‌تواند مد نظر قرار گیرد.

سهام: در این بازار به ‌ویژه در حوزه صادراتی‌ها که بخش اعظم ارزش بازار را به خود اختصاص می‌دهند دو نیروی عمده باعث جلوگیری از حرکت این بازار همپای سایر بازارها شد، نیروی اول افزایش ریسک‌ها و ابهامات سیاسی و اثر آن بر کاهش نسبت قیمت به سود سهام بود که این ریسک عملاً طی ماه‌های اخیر تا حد زیادی تعیین تکلیف شده و اثرات خود را در صورت سود و زیان نشان داده و طی ماه‌های آتی نیز می‌توان امیدوار بود حداقل در برخی صنایع اثرات آن کاملاً شفاف شود.

نیروی دوم نیز نرخ‌گذاری‌های دستوری روی ارز صادرکنندگان و نرخ فروش داخلی محصولات صادرات‌پذیر زیر قیمت بازار است، طی ماه‌های اخیر نیز این مشکل در حال حل شدن است و با تصمیمات جدید و کاهش فشارهای دولتی و… نرخ ضمنی ارز مستتر در قیمت‌های فروش در حال نزدیک شدن به قیمت بازار آزاد بوده و اجبارهای دولتی نیز در واگذاری زیر قیمت ارز حاصل از صادرات در حال زدوده شدن است.

برآیند تضعیف اثر این دو نیرو نشان‌دهنده بهبود یا حداقل ثبات وضعیت بازار سهام طی ماه‌های آتی است. اما نیروی سوم دیگری نیز پیش‌بینی می‌شود بر این بازار اثرگذار باشد: اثر نامتقارن تورم بر افزایش درآمدها و هزینه‌های شرکت‌های بورسی.

مثلاً در مورد شرکت‌های پتروشیمی و فلزی صادراتی این اثر نامتقارن در شرایط عادی به نفع سودسازی است اما در شرایط تحریمی و رکودی و کاهش قدرت خرید جامعه و کاهش حجم فعالیت‌های اقتصادی، تورم هزینه‌ها راه خود را می‌رود اما تورم درآمدها لزوماً همپای تورم هزینه‌ها نخواهد بود و از این رو ممکن است در سال ۹۸ برخی شرکت‌های صادراتی و غیرصادراتی سهامداران خود را ناامید کنند.

پیشنهاد‌های تکمیلی در حوزه استراتژی سرمایه‌گذاری

آربیتراژ بر روی حباب‌ها: در جریان موج تورمی یک‌سال اخیر برخی کالاها سریع‌تر و بیشتر از میانگین بازار رشد قیمت داشته‌اند، رشدی که با توجه به متغیرهای بنیادین اقتصادی و همچنین فاکتورهای اصلی اثرگذار بر قیمت کالاهای مزبور، می‌توان به آن نام حباب را داد، حبابی که یا ناشی از جو روانی ایجادشده حول آن کالای خاص بوده یا ناشی از بر هم ریختن موقتی نظام عرضه و تقاضا، علت دوم شایع‌تر بوده و قیمت‌گذاری‌های دستوری دولت، تا اثرات تحریم‌ها و همچنین سفته‌بازی‌های دلالان و… را دربر می‌گیرد.

عواملی که در بلندمدت و حتی در میان‌مدت نمی‌توان بر ادامه آنها صحه گذاشت. در چنین شرایطی به‌صورت کلی بهترین پیشنهاد به اشخاص حقیقی و حقوقی، کسانی که از قبل در این کالاها و دارایی‌های بیش از حد حبابی‌شده سرمایه‌گذاری کرده‌اند، خروج از این سرمایه‌گذاری‌ها و سرمایه‌گذاری در دارایی‌های با حباب کمتر است.

در این حالت هرچند در کوتاه‌مدت روند قیمتی این دو دسته دارایی‌ها قابل پیش‌بینی نیست، اما در نهایت این حباب قیمتی باید فروکش کند و عامل فروکش کردن آن خروج تدریجی سرمایه‌ها از دارایی‌های پرحباب و داغ است، درست مانند حالت فیزیکی ایجاد تعادل گرمایی در ظروف مرتبطه، همان‌طور که گرما از شیء سرد به طرف شیء گرم حرکت می‌کند در بازارهای مالی نیز سرمایه‌های هوشمند از کالاهای گران (دارای حباب قیمتی بالا) به سمت کالاهای ارزان حرکت می‌کنند.

یکی از ملاک‌های اصلی شناسایی حباب به ‌ویژه در مورد کالاهای صادرات‌پذیر و دارای نرخ‌های بین‌المللی یا حداقل منطقه‌ای (طلا، سوخت، مواد غذایی از جمله گوشت و…) نرخ ضمنی دلار /یورو این کالاهاست، به عنوان مثال وقتی قیمت گوشت قرمز را در ایران با کشورهای همسایه از جمله ترکیه مقایسه می‌کنیم، تنها در صورتی که نرخ تبدیل ریال به دلار حدود ۲۰ هزار تومان باشد، این قیمت‌ها منطقی است، و این در حالی است که در بازار داخل هر دلار حداکثر ۱۵ هزار تومان است، در چنین شرایطی برای یک دامدار به صرفه است که گوشت قرمز خود را در بازار عرضه کرده و در صورت امکان بلافاصله به‌جای آن ارز خریداری کند.

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

اولین چیزی که قرار است به شما آموزش دهم، بسیار ساده است، استراتژی معاملاتی روزانه با حداکثر سود می‌باشد. از سال ۲۰۰۷ از استراتژی معاملاتی روند استفاده می‌کنم و هنوز هم امروزه کاربرد دارد. سعی دارم مختصر و مستقیم به این نکته اشاره کنم.

یک جفت ارز یا یک سهام که در حال افزایش یا کاهش را پیدا کنید.

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

سهام‌های مختلف را بررسی کنید تا سهمی که جهت روند قابل توجهی داشته باشد را بیابید. بایستی جهت روند به سادگی مشخص باشد. ساده‌تر این است که ببینیم بیشتر این استراتژی چگونه کار می‌کند.

وارد سیستم کارگزاری خود شوید و به سهم‌ها نگاه کنید که در حال حرکت هستند. تایم فریم خود را روی یک ساعت قرار دهید، چارت را بزرگتر و درشت‌تر کنید و هر روند را مشخص نمایید. وقتی روند را مشخص کردید، تایم فریم را کوچکتر انتخاب کنید مثل چارت ۵ دقیقه‌ای.

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

سهام‌ها را بررسی کنید تا ببینید آیا الگویی که برای شما آشناست وجود دارد؟ مانند این تصویر شما مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری می‌توانید یک الگوی شکستن ساده را مشاهده کنید.

منتظر پولبک در جهت مخالف روند می‌مانیم

استراتژی کلیدی برای ورود به معامله، تایم فریم کوتاه‌تر را انتخاب می‌کنیم و منتظر سهم می‌مانیم تا در جهت مخالف روند حرکت کند. برای مثال اگر نموداری با تایم فریم یک ساعته را رصد می‌کنید، تایم فریم آن را کوتاه‌تر و به ۵ دقیقه تغییر دهید. منتظر پولبک باشید.

وقتی شما یک روند صعودی پیدا کردید، نیاز به ابزاری دارید تا کمی به سمت پایین حرکت کند. اگر روند نزولی پیدا کردید، نیاز به ابزاری دارید تا کمی به سمت بالا حرکت کند. این کار را برای کاهش ریسک و افزایش نسبت سود به ریسک انجام می دهید.

اکثر سهام‌ها به صورت موج حرکت می‌کنند، به منظور این که شانس موفقیت خود را به شدت افزایش دهید، بایستی یک روند پیدا کنید و زمانی که پولبک صورت گرفت و متوقف شد، در اسرع وقت وارد بازار می‌شوید.

بهترین مکان خرید، جایی است که روند صعودی است و دوره کوتاهی برای کسب سود وجود دارد بدین معنی که مردم در حال فروش هستند. روشی است که می‌توانید از موج بزرگ، ریسک کمتر و سود بیشتر را به دست آورید.

مهم: از حد ضرر (SL) جهت کنترل ریسک استفاده کنید.

۹۰% معامله‌گران موقعیت را از دست می‌دهند زیرا آنها نمی‌توانند ضررهای خود را کنترل کنند. معامله‌گران به ضرر کردن خود ادامه می‌دهند و تمام سرمایه خود را از دست می‌دهند. تمام معامله‌گران حرفه‌ای به این مشکل روحی و روانی آگاه هستند و همیشه جلوی باخت خود را در همان ابتدا می‌بندند و به برنده‌شدن خود ادامه می‌دهند.

قبل از این که وارد معامله شوید بایستی بدانید در کجا با ضرر خارج خواهید شد. ضرر کردن یک امر عادی است، تنها ترفند این است که به محض اینکه معامله به راه خود ادامه نداد، سریع پوزیشن را ببندید.

بهترین روش برای این که در کجا از معامله خارج می‌شوید، زمانی که قصد خرید دارید حد ضرر (SL) را زیر حداقل قیمت (Low) شمع قبلی قرار دهید و اگر قصد فروش دارید در بالای حداکثر قیمت (High) شمع قبلی قرار دهید.

در بازار معاملاتی بالا، مشاهده می‌کنیم که یک روند نزولی در حال روی دادن است. فلش قرمز رنگ موقعیت خوبی را برای فروش پیشنهاد می‌دهد. در این مورد حد ضرر (SL) را می‌توان کمی بالاتر از حداکثر قیمت (High) شمع قبلی قرار داد (خط قرمز در عکس). این مورد ریسک خیلی کمی به همراه دارد اما همان طور که در نمودار می‌بینید، می‌توان به سود زیادی دست یافت.

زمانی که روند شکسته می شود بفروشید

روندها زمانی می‌توانند سودآور باشند که سود خود را حفظ کنید، بنابراین بایستی بدانید چه زمانی از معامله خارج شوید. برای این که بفهمید چه زمانی از روند خارج شوید، به روند با دقت نگاه کنید و اگر شکسته شدن روند را دیدید فورا از معامله خارج شوید.

زمانی که روند شکسته می‌شود چگونه مشخص می‌شود؟

قانون کلی در مورد شکسته شدن روند زمانی روی می‌دهد که حداکثر قیمت “High” شمع جدید پایین‌تر از حداکثر قیمت “High” شمع قبلی در روند صعودی قرار گیرد و حداقل قیمت “Low” شمع بعدی بالاتر از حداقل قیمت Low”” شمع قبلی در روند نزولی باشد. مثال مشابه دیگری را مشاهده کنید:

اگر حداقل قیمت Low”” شمع جدید بالاتر از حداقل قیمت شمع قبلی باشد روند شکسته می‌شود. زمانی که قیمت به به حداکثر قیمت “High” شمع قبلی برمی گردد از معامله خارج می‌شوید. همچنین در روند صعودی زمانی روند شکسته می‌شود که حداکثر قیمت “High” شمع جدید پایین‌تر از حداکثر “High” شمع قبلی است و زمانی از معامله خارج می‌شوید که قیمت به حداقل “Low” شمع قبلی رسیده باشد.

اکنون شما یک استراتژی بسیار قدرتمند را آموختید، سعی کنید از آن استفاده کنید.

استراتژی الگوی کانال

استراتژی الگوی کانال اغلب در معاملات کاربرد دارد. چرا؟ زیرا بیشتر زمان‌ها، ابزارهای معاملاتی تشکیل کانال را می‌دهند. این کانال‌ها تشکیل مثلث را می‌دهند. خسته کننده به نظر می‌رسند اما می‌توانند بسیار سودآور باشند. اگر بتوانید نوع الگو را تشخیص دهید، پیش‌بینی این که برای سهام مورد نظر در آینده چه اتفاقی می‌افتد آسانتر است و این اغلب موارد کاربرد دارد.

حالا این که با این استراتژی چگونه معامله کنیم را مرحله به مرحله نشان خواهم داد:

این الگو چگونه به نظر می‌رسد؟

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

این استراتژی شامل یافتن الگوی چارت است که شبیه به کانال یا مثلث می‌باشد. همان طور که در شکل نشان داده شده است. برای تایید کانال، حداقل نیاز به دو بانس دارید. شما زمانی برای بار سوم وارد معامله می‌شود که چارت به لبه رسیده باشد و متوجه ‌شوید که قیمت از خطوط حمایت و مقاومت قبلی عبور نمی‌کند. شما می‌توانید هر زمان که قیمت شروع به بانس از لبه کرد، وارد معامله شوید، فقط نبایستی در زمان بانس سوم وارد پوزیشن بشوید.

اگر کانال حفظ شود، می توانید از آن سود ببرید، اما اگر یک دفعه حفظ کانال بهم خورد از معامله خارج شوید و منتظر فرصت دیگری باشید.

چه زمانی به سود می رسید و چه زمانی جلوی ضرر را می‌گیرید؟

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

زمانی که می‌خواهید وارد معامله شوید لازم است بدانید چه زمانی به سود می رسید و چه زمانی جلوی ضرر را می‌گیرید. در این استراتژی از ۳/۱ محدوده کانال برای سطح حد ضرر (Stop Loss) استفاده کردم و ۳/۲ کانال را به قیمت هدف (Target Price) اختصاص دادم، همان طور که در تصویر بالا نشان داده شده است.

زمانی که این الگو ظاهر می‌شود اغلب نتیجه می‌دهد و می‌تواند پرتفوی شما را به سود برساند. اغلب بازار به تمایل به حرکت در کنار یگدیگر دارد (حالت رنج) و این به شما کمک می‌کند که در این زمان به اصطلاح “خسته کننده” به سود برسید.

آنچه شما باید انجام دهید این است که در جستجوی الگوی روشن و واضح باشید. اغلب نمودارها، نامنظم هستند و قیمت به صورت سر به سر حرکت می‌کند. زمانی که الگو به آسانی قابل شناسایی بود شروع به معامله کنید. پول خود را به چیزی که شبیه به نوعی کانال است دور نریزید.

اگر می خواهید متعلق به ۱۰٪ از معامله گران برتر باشید، لازم است هشیار باشید و تنها زمانی وارد معامله شوید که در مورد الگوی کانال مطمئن هستید. یک نکته بسیار مهمی که به بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای کمک می‌کند تا واقعا در حرفه خود پیشرفت کنند، پیگیری معاملات و الگوهای مختلف است. جاهایی که استراتژی کاربرد دارد و جاهایی که کاربرد ندارد را یادداشت کنید و بر اساس آمار خودتان اقدام به عمل نمایید.

یک مثال واقعی

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

در چارت ۳۰ دقیقه‌ای بالا، روند نزولی را مشاهده می‌کنید. من الگوی کانال را در تایم فریم ۳۰ دقیقه بعد از کنترل نمودار در تایم فریم‌های مختلف شناسایی کردم. به نظر می‌رسد معامله در محدوده زمانی، ۱۴ اکتبر باشد. سطح بالا، قیمت ۱٫۶۱ و سطح پایین، قیمت ۱٫۵۹ است. زمانی که نمودار به حداکثر قیمت (Higher) شمع نزدیک می‌شود، پوزیشن خرید می‌گیرم. نوار صورتی رنگ جایی است که می‌فروشم و نوار نارنجی رنگ جایی است که حد ضرر (ST) را قرار دادم و بر روی نوار سبز رنگ، هدف سود (Target Profit) را مشخص کردم. در این مورد از ۳/۱ برای حد ضرر (SL) و ۳/۲ برای قیمت هدف (Target Price) را دنبال نکردم چون در اینجا می‌خواستم ضرر کمتری را داشته باشم.

نتیجه چیست؟ یک معامله سودآور را به همراه داشت. میزان ریسک کاملا به دید شما از چارت معاملاتی بستگی دارد. با این استراتژی از ریسک کم با سود بالا استفاده کردم.

استراتژی دوقلوی سقف یا دبل تاپس (Double Tops)

اکثر معامله‌گران موفق از تحلیل تکنیکی استفاده می‌کنند و الگوهای نمودار برای کسب درآمد را به کار می‌بندند. آنها فهرستی از الگوهای اصلی که کاربردی است را دارند و دائم از این الگوها استفاده می‌کنند. هر زمان که شکل خاصی ظاهر شود، آنها معامله خود را آغاز می‌کنند و می‌دانند که ۵۵ تا ۹۰ درصد مواقع برنده هستند.

یکی از این الگوهای بسیار موفق، استراتژی دو قلوی سقف یا دبل تاپس (DT) است. اغلب این الگو در نمودار ظاهر می شود و تقریبا هر روز الگوی دو قلوی سقف یا دبل تاپس یا (DT) را مشاهده می‌کنم. به این بستگی دارد که چه قدر از روز را پشت کامپیوتر می‌نشینید و از چند ابزار مختلف برای بررسی نمودار استفاده می‌کنید. هنگامی که دو قلوی سقف مناسب را مشاهده کردید، می‌توانید وارد معامله شوید و بدانید شانس به نفع شماست. در ادامه مراحل یافتن استراتژی دبل تاپس معاملاتی را نشان خواهم داد. این یکی از الگوهای سودآوری است که توصیه می‌کنم به آن توجه کنید.

سهام مختلف را بر روی صفحه کارگزاری خود مرور کنید.

برای یافتن الگوی دو قلوی سقف، نمودار سهام‌ یا ارز‌های مهم را بررسی می‌کنم. نمودار یک ساعته و ۵ دقیقه را بررسی می‌کنم تا دوتایی بالا و پایین را پیدا کنیم. با بزرگ نمایی نمودار، بهتر می‌توان آن را بررسی کرد.

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

در نمودار بالا، الگوی دو قلوی سقف به خوبی قابل مشاهده است. شما می‌توانید تایم فریم را بر اساس علاقمندی خود انتخاب کنید. بستگی به این دارد که معامله شما چه قدر طول می‌کشد. اگر می‌خواهید معامله را در عرض ۵ دقیقه تا چند ساعت انجام دهید، باید از نمودار ۵ یا ۱۵ دقیقه استفاده کنید، اگر به دنبال استراتژی سویینگ یا (نوسان‌گیری) هستید از تایم فریم بیشتر مثلا ۳۰ دقیقه یا یک ساعته یا بیشتر استفاده کنید.

این الگو چه شکلی است؟

بایستی به دنبال الگوی W شکل باشید، زمانی که روند به سرعت به بالا حرکت می‌کند سپس پولبک می‌کند و دوباره بالا می‌رود، حد ضرر (SL) را در همان سطح یا در زیر حداکثر قیمت (High) شمع قبلی قرار می‌دهید و مجددا شروع به پایین آمدن می‌کند.

در تصویر بالا مثالی از الگوی دو قلوی سقف رسم شده است. در آنجا شما می توانید ببینید که سهام قادر نیست به بالاترین جایگاه اولیه برسد و قدرت را از دست داده است. حالا بایستی صبر کنید تا روند به زیر حداقل قیمت (Low) شمع قبل از خود برسد که بین دو سطح بالایی قرار دارد. زمانی که روی حداقل قیمت (Low) شمع قبل از خود ایستاد (زمانی که نوار مشکی به عنوان خط گردن (Neckline) را رسم کردید)، اقدام به خرید یا فروش سهام می‌کنید.

گاهی این الگو به درستی کار نمی‌کند، به همین دلیل همیشه حد ضرر (SL) را بین دبل تاپس و محل ورود به پوزیشن قرار می‌دهم. اگر این بار کار نکرد، نگران نباشید، مهم است که در زمان مناسب از معامله خارج شوید تا سرمایه خود را حفظ کنید و در زمان دیگری آن را مجددا امتحان کنید.

برای به دست آوردن سود بیشتر، (TP) را یک و نیم تا دو برابر بیشتر از حد ضرر (SL) مشخص می‌کنم. همان طور که در نمودار بالا مشاهده می‌کنید. اغلب نسبت حد سود (TP) به حد ضرر (SL) یک و نیم برابر کافی است و در باند مدت سودآور است.

استراتژی دو قلوی کف یا دبل باتم (Double Bottom)

عکس روش بالا کار می‌کند.

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

شکل بالا مانند نمونه قبلی فقط به صورت برعکس کار می‌کند. توجه: بسیار مهم است تا خط گردن (Neckline) تشکیل نشده وارد معامله نشوید. بعضی از معامله‌گران حد ضرر (SL) را آزادانه‌تر در بالا یا پایین دو قلوی کف یا دبل باتم قرار می‌دهند؛ اما من نسبتا محافظه‌کارانه عمل مناسب‌ترین استراتژی سرمایه‌گذاری می‌کنم و حد ضرر (SL) و حد سود (TP) را به همان روش بالا قرار می‌دهم تا در معاملات به موفق دست پیدا کنم. من از استراتژی خودم استفاده می‌کنم و شما آزاد هستید تا سطوح مختلف را تجربه کنید.

بهترین استراتژی های بازار معاملاتی

نمودار بالا، مثال بسیار خوبی از الگوی دو قلوی سقف یا دبل تاپس است.

نوبت شماست

حلا نوبت شماست که از این استراتژی استفاده کنید. مطالب را دوباره بخوانید و سعی کنید در الگوهای دو قلوی سقف و کف به کار برید. از حد ضرر (SL) و حد سود (TP) منطقی استفاده کنید و معاملات خود را یاداشت کنید. سپس آماری از یاداشت‌های خود بگیرید و بینید که آیا این الگوها هم برای شما به درستی جواب داده یا خیر و سعی کنید اشتباهات خود را پیدا کنید و در معامله بعدی، اشتباه خود را اصلاح نمایید.

چکیده:

استراتژی مورد نظر با استفاده از روند معاملاتی، ورود و خروج از پوزیشن را بررسی می‌کند. همچنین پولبک، شکست روند، الگوهای کانال و الگوهای سقف و کف به شما کمک می‌کند تا پوزیشن مناسب را با در نظر گرفتن حد ضرر (SL) انتخاب کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.